الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
218
الخصال ( فارسى )
سازد و ببزرگى خود كوچك نمايد چنانچه در جانبدارى خدا كوتاهى كرد و از پروردگار كريم رو تافت سركشى چهار پره دارد . خردهگيرى . كشمكش ، كج دلى . تفرقهجوئى . كسى كه خردهگيرى كند به حق باز نگردد . و غريق امواج فتنه گردد . فتنهاى از او باز نايستد جز اينكه فتنه ديگرى او را فراگيرد و راه ديانتش كج باشد ، در كار در هم و برهم خود سرگردان شود . كسانى كه بكشمكش پرداختند و به دشمنى هم برخاستند رشته الفت آنان بريده شود و تلخى سرانجام نكبت بار خود را بچشند نيكى را بد دارند و بدى را خوش دارند . كسى كه نيكى را بد دارد . روشهاى چندى براو بچرخد و راه كار را بر او ببندد و در تنگنا افتد و سزاوار باشد كه از دينش برگردد و آئين نامؤمنان را پيروى كند . شك چهار پره دارد مجادله و هراس . بد دلى و ترديد . سر فرود آوردن جلال طلبان . در كداميك از نعمتهاى پروردگارت شك دارند . كسى كه از آنچه پيش روى اوست بهراسد بر دو پاشنه خود واژگون افتد . كسى كه از بددلى در راه حق ترديد كند پيشروان بر او پيشدستى كنند و كسانى كه از دنبال آيند او را دريابند و در زير سم اهريمنان خرد شود و كسى كه در برابر مهلكههاى دنيا و آخرت سر فرود آورد و تسليم شد ميان اين دو به هلاكت رسيد و كسى كه نجات يافت بدامن يقين چسبيد . شبهه چهار پره دارد . خود پسنديدن خويش را فريب دادن ، فرج و گشايش انديشيدن و باطل را لباس حق پوشيدن . براى آنكه خود آرائى راه حق را مىبندد و خود فريبى مرد را در آتش شهوت پرتاب مىكند و انديشه كج صاحب خود را سرنگون كند حق پوشى تاريكيهاى عميقى است كه روى هم ميغلطد اينست كفر و ستونهاى آن و پرههاى آن . نفاق - بر چهار ستون استوار است : بر خواهش نفس . سست انكارى . كينهتوزى . طمع كارى .